| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بگذار گلهای مصنوعی اتاق،در پشت پنجره، حسرت به گور رویش و مردن شوند ؛آنان که فارقند ز احساس گرم و سرد روزگار .
من درمیان هیاهوی این همه عطر فرانسوی , بوی شما دوستان مهربان را ز یاد نمی برم , گاهی دلم برای شما تنگ می شود , آنگاه که از
لباس و نقاب روز فارغ می شوم آن لحظه که در تنهایی سکوت سیگاری به عشقتان آتش می زنم مهر شما دوستان مهربان را
به یاد می آورم .
در عشق ، ناپیدا و کوچک باش ، گم باش ، در سکوت مبهم آینده خیره نشو و به ردپاهای کمرنگت نگاه نکن . موج رفته دیگررفته است و موج در راه نیز نخواهد ماند . تنها آنچه عمق دارد دریاست نه کفهای لغزان آن . دریاباش غرقه در عشق . مهربورز وعاشق باش .
ما زنده ایم تا رسالتمان را به پایان برسانیم و مطمءن باش تنهایی ما بدان معنا نیست که قولهایی که بهم داده ایم یا عهدهایی که باهم
بسته ایم را حاشا کنیم . من با شما تا آخر فصل کوچ باقی میمانم و با عزیزانم برای تولد بوته بابونه به انتظار خواهم نشست .
من مسافری هستم که از سرزمینی غریب به دیار شما رسیده ام برایتان سوغات عطر و شیرینی دارم . کوتاه زمانی کنارتان
میمانم . دیری نمی پاید که خاطراتم را در کنارتان خواهم نهاد و به امتداد آن جاده مه آلود خواهم رفت . ای از اهالی نمیدانم کجا
، چند روزی که کنارتان هستم بگذار بوته های گل سرخ بکاریم و برای ماهی های کوچک درانتظاربلوغ جشن تولد بگیریم . من
فرو میریزم از یک تند باد ...هرکجا...هرجا که بادا...باد...باد